این دل تنگم عقده ها دارد
گوئیا میل کربلادارد

 

می روم بینم درکجا زینب
شِکوه ِ ازشمر بی حیا دارد
ای خدا مارا کربلایی کن
مجلس مارا کبریایی کن
می روم بینم حضرت عباس
در کجا دست از تن جدا دارد
می روم بینم در کجا اکبر
تیرُدرپیکر از جفا دارد
می روم بینم قاسم داماد
در کجا دست درخون حنا دارد
می روم بینم درکجا لیلا
نوعروس خود در بغل دارد

این دل تنگم عقده ها دارد گوییا میل كربلا دارد ای یزید این سر، بر تو مهمان است گز لبش جاری، صوت قران است

ای فرنگی در مجلست حاضر این چه آیین و ، این چه ایمان است ؟

مزن ظالم، چوب كین هر دم، بر لب پر خون كین لب پر خون بوسه گاه ختم رسولان است مزن ظالن، چوب خود بر دار ، پیش این چشمان یتیمانش

تو خود كشتی شاه دینم را می كشی اینك ، عابدینم را آه وای یاران، از دل زینب داد و فریاد از ، مشكل زینب می روم می بینم ، در كجا زینب شكوه از شمر بی حیا دارد.

می روم ببینم ببینم ، در كجا كلثوم از غم اكبر ، ناله ها دارد می روم ببینم ، در كجا قاسم عیش دامادی وین به پا دارد ؟ این دل تنگم عقده ها دارد گوییا میل كربلا دارد یا بكش ما را ، جای آن بیمار چون كه این ، باب ما یتیمان است

 

 


موضوعات مرتبط: شعر و ادبیات

تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۴ | 18:56 | نویسنده : سعیدرضا آشنا |
.: Weblog Themes By Bia2skin :.