یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود
شهری بود بهش میگفتن مدینه
این حکایت مال اون سرزمینه
یا زهرا علی یا زهرا علی یا زهرا
آدمای اون دیار پست و دنی میسوزوندن روز و شب قلب علی
مردمش بس که جفا کرده بودن دل این دو یار و خون کرده بودن
یا زهرا علی یا زهرا علی یا زهرا
دیگه شهر مدینه بی فاطمه شهر درد و رنج و غم و ماتمه
روزای مدینه هم شد شب تار دیگه جای علی نیست تو این دیار
وقتشه حسین باید دل بکنه باخونش قلبا رو آتیش بزنه
توی یک خرابه و یک شب تار دختری گریون و زار و بیقرار
توی آغوشش سری غرق به خون
درد و دل میکرد با اون گریه کنون
بابا وقتی شدیم عازم سفر
نبود از این همه درد و رنج و غم
اگه عمه ای نبود مرده بودم کربلا بس که کتک خورده بودم
یا زهرا علی یا زهرا علی یا زهرا

عده ای میگرفتن علی رو عده ای هم می زدن فاطمه رو

با طناب بسته بودن همسرشو  کشیدن به خاکو خل پیکرشو

عده ای گرفته بودن علی رو

عده ای هم می زدن فاطمه رو

یا علی یا زهرا

همه بگید یا زهرا علی یا زهرا علی یا زهرا علی

بد چند روز که شهید شد تو خونه

اسمشو به خاک سپردن شبونه

یک پسر داشت علی که اون هم یک غریب

نشد از ظلم مدینه بی نصیب

همه یا زهرا علی یا زهرا یا زهرا

توی یک خرابه هو یک شب تلخ

دختری گریونو زارو بیقرار

توی اغوش یری قرقه به خون

دردو دل می کرد با اون گریه کنون

اگه عمه نبود مرده بودم  

کربلا بسکه کتک خورده بودم

صحبت اسیریو در به دری

هر کی از یتیمیو بی پدری

توی خاک دویدنا هو خستگی

صحبت اتیشو خیمه ها نبود

ترسی از سوختن بچه ها نبود

 یا زهرا علی یا زهرا علی  یا زهرا علی  یا زهرا

 


موضوعات مرتبط: شعر و ادبیات

تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۴ | 19:10 | نویسنده : سعیدرضا آشنا |
.: Weblog Themes By Bia2skin :.